Slideshow کوس تنگ ایرانی


او دختر کس تنگ ایرانی‌ بود هر نگاهش آتشین هر رقصش فریبنده و او را ناخواسته به دام خود می‌کشیدزیبای ایرانی رقصندهدر عمق چشمانش آتشی بود که هر مردی را به سوی خود می‌کشاند تبسمش دعوت‌کننده بود برای یک شب خاصزنی با چشمانی فریبندهجو سنگین بود از میل شدید نفس‌ها حبس شده بود او دستش را آرام به پایش کشید حرارتی که از وجودش شعله‌ور بوددست بر ران داغهر تماس یک موج بود در این رقص پرشور او می‌دانست چه قدرتی در جسمش نهفته استتماس شهوانیبدنش خم می‌شد با هر نت موسیقی دیدگانش دعوت به گناه می‌کرددختر حشری رقصندهشور و هیجان در اوج خود بود نفس‌ها تندتر می‌شد او می‌خواست عمیق‌ترمیل شدید زنیکدفعه خم شد چشمانش به نگاهش قفل شد لحظه‌ای که ساعت متوقف شدنگاه‌های خیرهپنجه‌هایش به دور کمرش حلقه شد نفس‌ها یکی شد شروع یک داستانآغوش پرشوردر همان لحظه عالم از حرکت ایستاد تنها آنها بودند و عطششان برای یکی شدندو روح در یک تنگرمای تنشان فضا را پر کرده بود صدای نفس‌هایشان تنها ملودی آن لحظه بودبدن‌های داغشروع به حرکت کرد آرام او میل داشت این شور را تا ابد ادامه دهدحرکت‌های هماهنگتن او را در آغوش کشید به بالاترین نقطه و در آنجا زمین به پایش چرخیدبرداشتن اوجلذتی بی‌پایان وجودش را به او بخشید بدون هیچ هراسیسپردن روحفریادهایش فضا را پر کرد نشان از اوج شهوتصدای لذت زنپس از آن آرامش فرا رسید ولی رد آن لحظات تا ابد در جان هر دو ماندگار شدآرامش پس از طوفانتکرار این لحظه فقط چیزی بود که فکر او را درگیر خود کرده بود او می‌خواست باز هممیل به تجربه دوباره
1   58 minutes ago